فهرست مطالب

ادب پژوهی - پیاپی 31 (بهار 1394)

فصلنامه ادب پژوهی
پیاپی 31 (بهار 1394)

  • تاریخ انتشار: 1394/03/09
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا نیکویی، بهزاد برکت، معصومه غیوری* صفحات 9-38
    ظهور چهره اسطوره ای بهرام، پس از بیست سال حکومت مسالمت آمیز یزدگرد، به عنوان اتخاذ موقعیتی راهبردی برای جبران شکاف گفتمانی در جامعه زردشتی قابل توجیه است. سنت روایی زردشتی، بهرام را در گره گاه گفتمانی قرار می دهد و عناصری چون شجاعت، جنگ های داخلی و خارجی و کنش های تاریخی او را با رمزگانی اسطوره ای و حماسی، حول آن می تند. هدف این مقاله، بررسی انتقادی «مرگ یزدگرد» و «تاج ربایی بهرام گور از میان دو شیر» براساس گزارش سه متن (تاریخ طبری، تاریخ ثعالبی و بخش تاریخی شاهنامه فردوسی) است تا زیرساخت های ایدئولوژیک و مناسبات قدرت در نظم گفتمانی روایت ها و راویان آشکار شود. از مقایسه روایت های مربوط به یزدگرد و بهرام می توان به سیطره روایت ایدئولوژیکراویان در بازسازی اسطوره های دینی و احیای آنها در پیکربندی ای تاریخی پی برد. این تحلیل براساس تلفیقی از رویکرد فرکلاف و لاکلو و موفه در تحلیل انتقادی گفتمان صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: تحلیل انتقادی گفتمان، تاریخ، گفتمان روایی، یزدگرد اول، بهرام گور
  • قدسیه رضوانیان، هاله کیانی بارفروشی* صفحات 39-63
    شکل گیری هویت زنان ایران متاثر از تصورات و انتظارات اجتماعی ای است که از طریق خانواده، منابع آموزشی، رسانه ها و درمجموع سیاست گذاری های کلان اجتماعی و فرهنگی به افراد انتقال می یابد. در دوران معاصر، ادبیات و به ویژه رمان نیز ازجمله عرصه های اندیشه بوده است که زنان در آن سهم انکارناپذیری داشته اند. این پژوهش با مطالعه هفت رمان دهه هشتاد از نویسندگان زن ایران، با سه رویکرد متفاوت به مقوله هویت پرداخته است. بر این اساس، رمان ها در بازنمایی هویت زن به سه دسته تقسیم می شوند: رمان هایی که به طور مشخص در زمینه هویت یابی زنان نوشته شده اند؛ رمان هایی که زنانی هویت یافته را نشان می دهند، اما هویت یابی موضوع محوری آنها نیست؛ و رمان هایی که نه به تامل و خوداندیشی زنان پرداخته اند و نه زنان در آنها به فردیت دست یافته اند. در رمان های گروه اول و دوم، هویت زنان دغدغه اصلی نویسنده است که در یکی برای دست یابی به آن تلاش می شود و در دیگری امری تثبیت شده است، اما در داستان های عامه پسند، زنان داستان ها فردیت و استقلال هویتی چندانی ندارند.
    کلیدواژگان: هویت، زنان، رمان های دهه هشتاد، رمان نخبه گرا، رمان بینابین، رمان عامه پسند
  • فاطمه رضوی*، مریم صالحی نیا صفحات 65-90
    تحلیل سبکی آثار زنانه با ابزارهای دقیق زبان شناسی برای دست یابی به مشخصه های نثر زنان و درنهایت نقد علمی این آثار، از اهداف مهم سبک شناسی زنانه است. این مقاله سعی دارد با مطالعه سبک شناختی خاطرات تاج السلطنه که یکی از آثار مهم نثر زنانه درباری در دوره قاجار است، ویژگی های زنانه این اثر را شناسایی کند. نشانداری واژگان، کاربرد فراوان صورت های بیانگر زبان همچون صفت و قید، صورت های مبهم و غیرصریح زبان و تشدیدکننده ها، کاربرد منادا و جملات معترضه و دعایی، صورت های خلاف قواعد دستور زبان فارسی و جملات ناتمام، تاثیر عوامل غیرخطی زبان، ساده نویسی، جزئینگری، بیان احساسات و ازتن نویسی. شرایط فردی و اجتماعی نویسنده موجب شده است تا برخی ویژگی های زنانه در این اثر دیده نشود. همچنین به سبب سطح بالای تحصیلات نویسنده، درصد قابل ملاحظه ای از کاربرد جملات پیچیده مشاهده می شود و به دلیل موقعیت برتر خانواده وی، وجهیت در سطح بالا است.
    کلیدواژگان: سبک شناسی، زنانه نویسی، خاطرات تاج السلطنه، نثر دوره قاجار
  • سید مهدی زرقانی صفحات 91-115
    این مقاله درصدد اثبات وجود ساخت شبکه ای در غزل کلاسیک فارسی است. در ابتدا به تعریف مفهوم ساخت شبکه ای پرداخته ایم و در ادامه نشان داده ایم که در غزل تمهیدات و مولفه هایی وجود دارد که می توان مجموعه آنها را در قالب دو گروه «سازه های زبانی» و «سازه های موسیقایی» جای داد. تکرار، ارجاع، هم آیی، هم معنایی، تضاد، جایگزینی و شمول معنایی، از تمهیدات مربوط به سازه های زبانی، و وزن، قافیه، ردیف، تجنیس، ردها، ترصیع و موازنه از سازه ها و تمهیدات موسیقایی هستند. مجموع این مولفه ها در درون غزل شبکه های ارتباطی چندلایه ای را پدید می آورند که منجر به پدیدآمدن نظامی درونی می شود. ما از این نظام درونی به «ساخت شبکه ای» تعبیر می کنیم. این مقاله نشان می دهد که ارتباط در محور عمودی غزل کلاسیک وجود دارد.
    کلیدواژگان: غزل فارسی، محور عمودی، سازه های زبانی، سازه های موسیقایی
  • ابراهیم سلیمی کوچی، فاطمه سکوت جهرمی صفحات 117-135
    ژولیا کریستوا، نظریه پرداز پساساختارگرای معاصر، ادراکی عمیق از بن مایه های مضمونی و نظری «ادبیات مهاجرت»، نظیر «دیگری»، «دیگربودگی»، «بیگانه» و «بیگانگی» به دست آورده است. او در کتاب بیگانه با خویشتن با واکاوی عوامل روان شناختی و جامعه شناختی دیگربودگی و تحلیل عمیق مفاهیم بیگانه و بیگانگی درصدد برمی آید که مولفه های هویت، درک مکان و زمان نزد بیگانه، نقش زبان مادری، گسست از فرهنگ خودی و مرگ تبار را در ساحت آفرینش های ادبی بررسی کند. در این نوشتار، داستان «اناربانو و پسرهایش» از مجموعه جایی دیگر، اثر گلی ترقی را انتخاب کرده ایم تا ببینیم آثار ترقی چگونه نمونه ای زبده از بازنمایی تجربه بیگانگی و دیگربودگی در متن ادبی به شمار می روند. خوانش این داستان با تکیه بر نظریه کریستوا نشان می دهد مهاجرت از سرزمین خود به سرزمینی دیگر، گسست «سوژه» از زبان مادری و درنهایت تزلزل هویت او را به دنبال دارد؛ «بیگانه» در هر مکان و زمانی، «دیگری» تلقی می شود و تعلیق در مکان و زمان مانع هویت یابی سوژه در مکانی مشخص می گردد.
    کلیدواژگان: کریستوا، نظریه تن بیگانه، دیگربودگی، ادبیات مهاجرت ایران، گلی ترقی
  • سپیده جواهری، مهدی نیک منش صفحات 137-157
    نگاه ساختارگرایی به متون ادبی، از منظرهای متعددی صورت پذیرفته است. یکی از این منظرها مطالعه روایی است. از میان ساختارگرایان روایت شناس، تزوتان تودوروف یکی از کامل ترین الگوها را برای مطالعه متون روایی به دست می دهد که شامل سه نمود معنایی، کلامی و نحوی است. این مقاله به بررسی نمود نحوی روایت در مصیبت نامه عطار، از دیدگاه تودوروف می پردازد. در این پژوهش، تنها روایت کلان مصیبت نامه مطالعه شده است. حاصل پژوهش آنکه مصیبت نامه را می توان در یک پی رفت پایه و چهل ودو پی رفت فرعی مطالعه کرد که از راه زنجیره سازی به یکدیگر متصل و همگی در اپیزود سوم (اپیزود گذار) پی رفت پایه درونه گیری شده اند. زنجیره سازی پی رفت ها، مراتب چهل گانه را از نظر روایی در طول یکدیگر قرار داده و این سفر چهل مرحله ای را در دل تحول بزرگ سالک به صورت درونه گیری قرار داده است.
    کلیدواژگان: روایت شناسی، نمود نحوی، تزوتان تودوروف، مصیبت نامه، عطار نیشابوری
  • فرزاد بالو، مهدی خبازی کناری صفحات 159-173
    ماهیت زبان و نحوه تکوین و تحقق آن از دیرباز دغدغه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. صرف نظر از تاملات فلسفی، مطالعات زبانی تا ابتدای قرن بیستم در قلمرو زبان شناسی تطبیقی- تاریخی انجام می گرفت. اما سوسور با نقد این نوع زبان شناسی، حوزه تازه ای را به نام زبان شناسی هم زمانی بنیاد نهاد. به این واسطه وی را پدر زبان شناسی جدید نامیده اند. سوسور به روش فلسفی- معرفت شناختی در آغاز طرح خود هم راستا با فلسفه نقدی کانت، از قلمرو زبان پرسش می کند. در این جهت وی سه ساحت زبانی لانگاژ، لانگ و پارول را از هم متمایز می کند که لانگ ابژه حقیقی و عینی زبان شناسی است. در سنت فکری ما نیز ناصرخسرو تاملاتی درباب زبان و ماهیت آن داشته است. ناصرخسرو میان چهارساحت زبانی نفس ناطقه، نطق و قول و کلام، تمایز قائل شده است. این مقاله می خواهد نشان دهد که لانگاژ، لانگ و پارول سوسور تاحدودی با نفس ناطقه، نطق و قول ناصرخسرو متناظر است.
    کلیدواژگان: ناصرخسرو، سوسور، ماهیت زبان، لانگ، نطق
|
  • Alireza Nikooi, Behzad Barekat, Masoomeh Ghayoori* Pages 9-38
    Emergence of the mythical figure of Bahrām، twenty years after the peaceful kingship of Yazdgerd، is noticeable as a strategic action to fill the discursive gap in Zoroasterian society. The narrative tradition of Zoroasterianism places Bahrām in the discursive knot، and makes elements like courage، inland and outland wars to turn around him. This article intends to perform a critical analysis of “Death of Yazdgerd” and “Snatching the crown between two lions” based on three reports named Tārikh-e Tabari، Tārikh-e Sa’ālebi، and the historical part of Ferdowsi’s Shāhname. The theoretical basis of the research is a combination of Fairclough and Laclau and Mouffe’s reading of critical discourse analysis، and the goal of the study is to reveal the ideological infra-structures and power relations in the discursive order of the narrators and narratives. The comparison between the two narratives related to Yazdgerd and Bahrām implies the dominance of the ideological narrative on reformulation of religious myths and their role on historical configuration of the texts
    Keywords: critical discourse analysis, narrative, history, Yazdgerd I, Bahram V
  • Ghodsieh Rezvanian, Haleh Kiani Barforooshi* Pages 39-63
    Women’s identity in Iran، the same as in other countries، has taken form under the influence of many socio-cultural institutions such as Family، Education، Media. In our time literature، due to the remarkable participation of women، has played an important role in the formation of this identity. This article studies seven Persian novels of 2000’s written by women whose concern has been، in one way or another، the matter of identity. The results of the study indicate three classifications in identity representation: 1) novels which are explicitly in search of women identity; 2) novels which are implicitly concerned with the concept of identity; 3) novels which show no interest in women identity. This third group falls mostly in the category of popular novels.
    Keywords: identity, Persian novels of 2000's, elite novel, popular novel
  • Fatemeh Razavi*, Maryam Salehinia Pages 65-90
    One of the goals of feminine style is taking advantage of the findings of linguistic in order to analyze the stylistic features of the works written by women. This article intends to search for the feminine features of Tājossaltane’s Memoirs، a very remarkable feminine prose in Qajar dynasty. The studied features include markedness of the words، frequent use of the expressive elements like adjectives and adverbs، implicit or even ambiguous structures، the role of intensifiers، vocative and invocative sentences، paranthesis، ungrammatical forms، unfinished sentences، effect of suprasegmental features، simplification، particularism، and representation of feelings and body. It should be mentioned that the personal position and social status of the author have concealed some of the feminine elements. In addition، his high education is the reason for a great amount of complicated sentences
    Keywords: stylistics, gynesis, Tājossaltane's Memoirs, Qajar prose
  • Seyd Mahdi Zarghani Pages 91-115
    This article intends to prove that Persian Classical Ghazal has a complex structure. To do this، at first a definition will be given of the complex structure and then it will be shown that the components of Ghazal can be divided into two groups of “linguistic constituents” and “musical constituents”. Recursion، reference، collocation، synonymy، antonymy، substitution، hyponymy belong to the former، and rhythm، rhyme، identical rhyme، alliteration، trace، crossed rhyme، and analogue belong to the latter. The interaction among these constituents gives existence to a network of relations that will lead to an internal system which we call “complex structure”. This can be، among all، the reason for the existence of paradigmatic interactions in ghazal.
    Keywords: Persian ghazal, paradigmatic axis, linguistic constituents, musical constituents
  • Ebrahim Salami Koochi, Fatemeh Sokoot Jahromi Pages 117-135
    Julia Kristeva، the post structuralist literary critic، has a deep understanding of the concepts related to “Emigrant’s literature”، such as “Other”، “Otherness”، “Alien” and “Alienation”. In her book “Stranger to Ourselves”، she analyzes the psycho-sociological factors of “otherness” through concentrating on the constituents like identity، space and time، mother tongue، detachment from one’s culture، and negligence of the cultural heritage. In this article، Anārbānu and her Sons، from a collection entitle Another Place by Goli Taraghi، is analyzed as a text in which alienation and otherness are effectively represented. The study shows that immigration as well as detachment from the motherland creates an “Other” which will never find a new “Self”.
    Keywords: Kristeva, abject body, otherness, Emigrant's literature Goli Taraghi
  • Sepideh Javaheri, Mahdi Nikmanesh Pages 137-157
    Structuralism، since its emergence، has adopted different perspectives for analyzing literary texts. One among them is narrative study which seems to be very interesting for scholars. Tzvetan Todorof، the Bulgarian critic، has developed a comprehensive framework for narrative analysis of literary texts which comprises semantic، syntactic and lexical aspects. This article focuses on the syntactic aspect of narrative in Attār’s Mosibatnāme. The results show that the macro-narrative of Mosibatnāme is made up of one major sequence and forty two minor sequences. The two series of sequences are connected to each other through chaining، and all of them are embedded in the third episode of the major sequence. Chaining of the sequences orders the forty stages in a narrative line so that they will be embedded as a journey in the great evolution that the disciples go through.
    Keywords: narratology, syntactic aspect, Tzvetan Todorof, Mosibatnāme, Attār of Nishāboor
  • Farzad Baloo, Mahdi Khabbazi Kenari Pages 159-173
    The nature of language and its development has always been a matter of concern for philosophers and thinkers. Excluding the ideas of Plato، the studies on language throughout history have been diachronic. Nevertheless، Saussure Introduced a new approach called “synchronic” to the studies of language. Saussure، following the strategy of Kant، searches before everything، for the dimensions of language and finds out that three dimensions of langue، langage and parole can be distinguished. In Iran، it was Nāser Khosro who distinguished four dimensions of Nafs-e Nāteghe (rational soul)، Notgh (speech)، Ghowl (statement) and Kalām (parole). This article does its best to show the correspondence between the above-mentioned terms of the two thinkers.
    Keywords: Nāser Khosro, Saussure, language nature, langue, speech